افشاگریِ Spotlight
به روز رسانی: محبوبه موحددوست| در تاریخ: اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۷بدون دیدگاه
برچسب‌ها:

فیلم spotlight (افشاگری)؛
به کارگردانی توماس مک‌کارتی که در سال ۲۰۱۵ به اکران در آمد و جایزه ی بهترین فیلم اسکار را از آن خود کرد.

spotlight از آن دسته فیلم هایی است که بیشتر از آن که از نظر فنی مورد توجه قرار گیرند، دارای توجه محتوایی هستند. این فیلم با اشاره به موضوع جنجالی سواستفاده از کودکان توسط کلیسا، بر اساس رویدادی واقعی ساخته شده است.

در اینجا به نقد و بررسی فیلم به صورت آنچه مرسوم است نخواهم پرداخت، زیرا در حوزه تخصصی من نمی باشد؛ بنابراین به آنچه از این فیلم از نظر محتوایی و به عنوان مخاطب دریافتم می پردازم.

در فیلم اسپاتلایت یکی از مواردی که احسنت بیننده را بر می انگیزد این است که؛ با توجه به اینکه فیلم بر اساس رویداد واقعی ساخته شده بود، کارگردان به صورت بسیار ریز بینانه ای به جزئیات توجه کرده بود و خواننده را که از کلیات فیلم باخبر است، محو جزئیات فیلم می کند. و البته به صورت هوشمندانه ای به صورت همه جانبه به این موضوع می پردازد.

به عنوان مثال: ” در سکانسی از فیلم می بینیم که یکی از خبرنگاران تیم spotlight به خانه کشیشی پیر می رود و از او می پرسد که آیا شما در کلیسایی که بودید با کودکان ارتباط جنسی داشتید؟ و او بدون هیچگونه چشم پوشی تایید می کند و بیان می کند که: بله، البته ارتباط جنسی داشتم، ولی هیچ گاه حس ارضا شدن نداشتم و لذتی نبردم. خبرنگار باز می پرسد آیا شما اعتراف می کنید؟، پیرمرد می گوید بله ولی لذتی نبردم! و در آخر مکالمه هم می گوید ببینید من به کسی تجاوز نکردم، این فرق داره، به من تجاوز شده است!!”

به نظرم این سکانس یکی از دردناک ترین سکانس های فیلم بود. و عمق فاجعه را می رساند. “ولی لذت نبردم”، “به من تجاوز شده است”

کمی در مورد پیشینه تاریخیspotlight:
اسپاتلایت نام تیم تحقیقاتی روزنامه نگاران روزنامه ی بوستون گلوب است که در سال ۲۰۰۲ به موضوع کودک آزاری توسط کشیش های کلیسا پرداخت و پرده از فاجعه ای عظیم برداشت، که در سال ۲۰۰۳ نیز برنده جایزه پولیتزر خدمت به عموم شدند.
البته به گفته ی مک کارتی، فعالیت گروه اسپاتلایت متوقف شده است، که مایه تاسف است.

مک کارتی در این باره می گوید:
«راستش با وضعیت روزنامه‌نگاری جدی و حرفه‌ای کنونی، الان بهترین زمان برای فساد است، برای اینکه این نوع روزنامه‌نگاری، سالهاست در کشور من – و مطمئنم در کشور شما هم- از بین رفته‌است؛ بنابراین روزنامه‌نگاران نمی‌تواند این جور مسائل را حل کنند. اما اگر با خبر شوند، می‌توانند آن را روی توئیتر یا فیس بوک بگذارند، اما آیا می‌توانند هفته‌ها و ماه‌ها را در دادگاه بگذرانند و به دنبال پلیس و مصاحبه با افراد باشند؟ نه. بیشترِ مردم، کار دارند.»

Spotlight افشاگری در همه ی جوامع بسته ای است که منجر به فسادهای پنهان و فاجعه آوری می شود که حتی متجاوزگر نیز از آن در امان نمی ماند. در جوامع دینی که رده های بالاتر با وجود اینکه از این موضوعات در کف کلیساهای کوچک با خبر اند ولی سکوت پیشه می کنند و به صنعت حق السکوت توسط رسانه ها و جامعه ی قضایی و قربانیان دامن می زند.
این فیلم، از آن دسته از فیلم هایی است که باید دیده شود، تا به یاد بیاوریم که تجاوز در سایه ی دین، می تواند همه چیز یک انسان را برباید. همه ی هستی یک انسان را. و سکوت نهادها منجر به فسادهای پنهان و کارتل های کثیف می گردد.

پیشنهاد میکنم اسپاتلایت، و شبکه ی بسته و فراگیر فساد پشت درهای بسته و آهنین را ببینید؛ جایی که نباید در مورد آنها حرفی زده شود و یا حتی نیم نگاهی به آنها انداخت!!

نوشته ام را با دیالوگ یکی از قربانیان تجاوز جنسی کلیسا در فیلم به پایان می رسانم:
I was11, and I was preyed upon by father david holley in Worcester. And I don’t mean prayed for. I mean preyed upon.

Let me tell you, when you’re a poor kid from a poor family, religion counts for a lot. And when a priest pays attention to you. It’s a big deal. He asks you to collect the hymnals. Or take out the trash, you feel special. It’s like God asking for help. So maybe it’s a little weird when he tells you a dirty joks, but now you got a secret together, so you go along. Then he shows you a porno mag, and you go along. and you go along, and you go along, until one day he asks you to jerk him off or give him a blow job. And so you go along with that, too, because you feel trapped, because he has groomed you. how do you say no to God,right?
See, it is important to understand that is not just physical abuse, it’s spiritual abuse, too. And when a priest does this to you. He robs you of your faith. So you reach for the bottle or the needle. Or if those don’t work, you jump off a bridge.

ترجمه فارسی دیالوگ بالا:
من یازده ساله بودم. و طعمه ی پدر “دیوید هالی” در شهر “ورسستر” شدم. به جای اینکه برام دعا کنه، من رو طعمه ی خودش کرد.
….
بذارید بهتون بگم؛ که وقتی یک بچه ی فقیر توی یک خانواده فقیر باشین، دین یک نقش بزرگ ایفا میکنه؛ و وقتی یک کشیش بهتون توجه می کنه، این یک چیز خیلی بزرگ محسوب میشه؛ اگه ازتون بخواد که پول خیریه رو جمع کنید و یا آشغالا رو ببرین بیرون، حس ویژه ای بهتون دست میده. انگار خود خدا ازتون درخواست کمک کرده.
برای همین وقتی کشیش بهتون یک جوک بی ادبی بگه شاید عجیب به نظر بیاد، ولی الان این دیگه شده راز شما و همینطوری ادامه میدید. بعدش بهتون یک مجله ی مستهجن نشون میده و بازم ادامه میدید. و همین طوری ادامه میدین و ادامه میدید. یا اینکه یک روز ازتون می خواد براش [رفتار جنسسی] کنید؛ و این کار رو هم انجام میدید چون فکر می کنین گیر افتادین. چون اون شما رو توی مشتش گرفته. چطور میشه به خدا جواب رد داد، درسته؟
ببینین، درک این نکته مهمه که این فقط یک تجاوز فیزیکی نیست، تجاوز روحی هم هست. و وقتی یک کشیش این بلا رو سرتون میاره، ایمان رو ازتون سلب میکنه. برای همین به الکل و یا مواد پناه می برین. و اگه اونا بهتون کمک نکنن، از پل خودتون رو پرت می کنین پایین.

پی نوشت:
۱- رتبه spotlight در سایت فیلم IMDb
۲- معرفی spotlight در ویکی پدیا فارسی و انگلیسی

پیام ها و نظرات شما برای این مطلب:

باعث افتخار ماست تا اولین نفری باشید که پیام/ نظر می گذارید!

avatar
wpDiscuz