حال ما، تباهی و سیاهی برای آنها!
به روز رسانی: محبوبه موحددوست| در تاریخ: خرداد ۹, ۱۳۹۷بدون دیدگاه
برچسب‌ها:

بی بی سی خبری را منتشر کرده مبنی بر تعرض یک ناظم مدرسه به دانش آموزان و بازداشت شدنش.
و یک سری فایل در مورد کودک آزاری و راههای تشخیص کودک آزار دیده و پیشگیری از آن را در کانالش منتشر کرده است.

هم اکنون که بر اساس این خبر حواس جامعه به این امر معطوف شده فرصت را مغتنم می‌شمرم و به عنوان کسی که به طور مستقیم با فردی که از ۷ سالگی تا ۱۳ سالگی مورد لمس جنسی نزدیکانش قرار گرفته (آزار) دوست بوده ام، صحبت هایی رو با دوستان در میان می گذارم.

دوستان؛ کودکان واقعن حساس اند و آزار جنسی کودک فقط این نیست که شخصی عمل جنسی با آنها داشته باشد، و یا یک فردی که مشکل روانی و یا اخلاقی داشته باشه این کار رو با کودک انجام بده.

گاهی لمس بیش از حد کودکان و یا بوسیدن هایی که از حالت شاد و عادی خارج بشه یک تعرض محسوب میشه که میتونه تمام عمر یک انسان رو تباه کنه. بنابراین حتی اگه واقعا یک کودک را (حتی فرزند خودتان را) دوست دارید و دوست دارید او را ببوسید، در این کار افراط نکنید و یا از حالت عادی خارج نشید. شاید در ذهن کودک شما اینطور شکل بگیره که شما دارید ازش استفاده می کنید!

می خواهم کمی از دوستم بگویم؛ شخصی که از سن ۲۳ سالگی تا ۲۹ سالگی عذاب وحشتناکی را با یادآوری خاطرات کودکی اش می کشید. و این احساس سیاهی در این سن بر سر بر آورده بود و او را رنج می داد. روزگاری طولانی آن خاطرات را در درون خود محبوس نگه داشته بود و در این سن، در حد بالایی درد را برایش به ارمغان آورده بود. همیشه فکر می کرد مورد آزار عمل جنسی واقع شده بوده و حتی تا مرز خودکشی هم رفت.

بعد از صحبت هایی که با او کردم، متوجه شدم او با توجه به اینکه بدنی تپل و خواستنی داشته، از سن ۷ تا ۱۳،۱۴ سالگی گاهی نزدیکانش که آدم های خوبی هم بوده اند بوس‌ یا لمس اش می کرده اند، و این کودک حالت های تحریک شدن های آنها را احساس می کرده و اینکه آنها از بدن اش استفاده و لذت جنسی می‌برند. البته هیچ گاه کسی قسمت های جنسی او را لمس و یا عریان نکرده بوده ولی گاهی او را روی پاشون میگذاشتن و در تنهایی بازوان او را بیش از حد لمس میکرده اند و می بوسیده اند و احساس اسارت می کرده ولی هیچگاه نتونسته از این رفتارهایی که باهاش می شده با کسی حرفی بزنه، چون افرادی که با او این کار را می کرده اند آدم های خوبی بوده اند و مشکل جنسی نداشته اند.
ولی به گفته ی او، همیشه در رنج بوده؛ از اندام جنسی و تیپ اش همیشه نفرت پیدا کرده بوده، و احساس می کرده که همه فقط به خاطر اینکه می خواهند بهش دستبرد بزنند با او حتی سلام می کنند.

در جوانی بیشتر این رنج های روانی را با خود به دوش می کشید. و همیشه به من می گفت من مورد سو استفاده جنسی قرار گرفته ام.

واقعیت ش من همیشه فکر می کردم در کودکی با اون ارتباط جنسی بر قرار شده؛ روزی گفتم بیا همه مورد را برایم بازگو کن و خودت را راحت کن. بعد از بازگویی خاطرات آن ۶ سال، من و او دیدیم که او حتی آلت جنسی اش هم لمس نشده ولی لمس ها و حالت هایی را در افراد احساس کرده که او را از بدن و ویژگی های بدنش متنفر کرده.

یک بار گفت من احساس کردم فلان شخص با بوسیدنم تحریک می شد و یا وقتی روی پایش قرار گرفته بودم حس ارضا داشت و همین ها زندگی مرا دارد نابود می کند. همین صحبت ها دو الی سه ماه طول کشید که با آه و اشک فراوان برایم بازگو کند. چون رود اشک می ریخت. و تعریف می کرد.
آنجا بود که دریافتم کودکان حساس تر از آنی اند که ما فکر می کنیم. خیلی خیلی حساس تر و لطیف تر. و بیش از حد باید مراقب آنها باشیم چون با یک خطای کوچک ممکن است کل زندگی یه انسان را ناخود آگاه سیاه کنیم.
این دوست عزیز هم اکنون حال و احوالش خیلی بهتر است، سال هاست به مرگ فکر نمی کند و کودکان را بسیار دوست دارد و خود را خادم آنها می داند.

قبل از انتشار این یادداشت را به او دادم تا تاییدیه انتشار را از او بگیرم.
گفت که این را هم اضافه کنم که:
دوستان؛ قرار نیست بد باشیم، کودک آزار باشیم و یا بچه باز و یا روانی و مریض. گاهی ۵ دقیقه احساس نیاز جنسی بنا بر غریزه مان و کودکی ۴ ساله در کنارمان که فکر می کنیم هیچ نمی فهمد و بدون خطایی می توانیم غیر مستقیم با او کمی ارضا شویم حتی با دست کشیدن به بازوانش! باور کنید که او از نفس مان و از نگاهمان درمیابد که خوی شیطانی مان سر بر آورده و تمامی تمامی زندگی اش را تباه می کنیم. حتی کودکی دو ساله. پس مراقب رفتارمان باشیم. حتی اگر بد نیستیم.

من هم از شما می خواهم این نوشته را برای دیگران نیز به اشتراک بگذارید برای آگاهی همه مان. و نجات زندگی و آینده ی کودکانمان.
به امید همیشه پاکی.

پیام ها و نظرات شما برای این مطلب:

باعث افتخار ماست تا اولین نفری باشید که پیام/ نظر می گذارید!

avatar
wpDiscuz