تجربه ی آزاد دویدن های من- ۱۲تیر۹۷
به روز رسانی: محبوبه موحددوست| در تاریخ: تیر ۱۳, ۱۳۹۷بدون دیدگاه
برچسب‌ها:

از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم؟!
ساعت ۸ تا ۹:۳۰ شب – باغ غدیر

آروم آروم شروع میشه.. گام های آهسته و پیوسته؛ بعد از ده دقیقه، بدنت از سردی در میاد، پاهات گرم میشه و سرعتت میره بالاتر.. هدفون توی گوش ات میگه keep up pace.. keep up pace اونجاس که نفس ات آزاد میشه و با تمام سلول هات گام بر میداری..

ولی همه ماجرا اینجا ختم نمیشه… گرم گام های بلند و آزادی که هدفون میگه ..speed up، اونجاس که حرارتت بالا میره و به اوج میرسی.. تمام بدنت دویدن می خواد و رهایی… سرعتت به باد میرسه… می دوی.. می دوی.. دلت می خواد از زمین کنده بشی.. دستات رو باز می کنی و می دوی و می دوی… تمام وجودت رهایی می خواد.. حرارتت بالاس.. اوج لذت رو داری تجربه می کنی… هدفون بهت میگه how do you do.. یه خنده ای می کنی.. بهت میگه great… نفس ات رو با تمام وجود میدی بیرون… یه لحظه با هستی یکی میشی و اون موقع است که بدنت خیس خیس میشه…

آروم آروم میای پایین و بالهات رو می بندی و برمیگردی رو زمین…. خیس آبی و یه نشاط عجیبی داری… اونجاس که میگن آدرنالین ترشح شده و همه چیز قشنگ تر میشه… هنوز گام بر میداری و دلت میخواد زندگی رو در آغوش بکشی و بخندی…
آخ از اون آبی که بعد از فرود به صورتت میزنی… تمامی نشاط رو برات به ارمغان میاره….
ادامه دارد…

پی نوشت:
عنوان ” از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم؟!” عنوان کتابی اثر هاروکی موراکامی می باشد.

پیام ها و نظرات شما برای این مطلب:

باعث افتخار ماست تا اولین نفری باشید که پیام/ نظر می گذارید!

avatar
wpDiscuz