۹۵، ۹۶، ۹۷ و…
به روز رسانی: محبوبه موحددوست| در تاریخ: فروردین ۱۲, ۱۳۹۷بدون دیدگاه
برچسب‌ها: ,

در دید و بازدیدها و پیام ها و گفتمان های نوروز، سعی کردم بیشتر شنونده باشم تا گوینده؛ سعی کردم بیشتر بشنوم، به گفتارها توجه کنم؛ البته نه از سر خوش و بش کردن؛ بلکه بشنوم و بعد از شنیدن، از غیظ و طمع و پچ و واپچ با دیگران خبری نباشد.!

در بین صحبت ها، و حتی پیام ها، به جز آن عده ی کثیری که با کینه و نفرت سر در این دیوار و آن دیوار می کوبیدند و از بدبختی “ملت” می گفتند و اینکه دیگه کار تمومه!! آن یک عده ی قلیل که سرشان به زندگی شان گرم بود؛ از برنامه های ۹۷ می گفتند، که چه تصمیم هایی گرفته اند، و واقعن شنیدنش لذت بخش بود، حتی اگر از نظر همدیگه یک تصمیمی اشتباه و یا مسخره بود؛ ولی همین که می دیدم در این بازار شام، کسانی هستند که برای سال ۹۷شان برنامه دارند، که این کار را بکنند و یا نکنند، برایم خیلی خوشایند بود، خیلی زیاد.

حتی یک نفر گفت: من احساس می کنم زیادی خوبم و گذشت دارم، می خواهم در سال ۹۷ دیگر اینقدر خوب نباشم! باز هم این تصمیم اش برایم جذاب بود. چون در آن امید و بهبود و نشاط و در یک کلمه “زندگی” موج می زد.

کسانی هم بودند که سال ۹۷، برایشان ادامه ی ۹۶ بود. نه شکایتی داشتند، نه دنیای جدیدی روبرویشان گسترده بود. ادامه ی یک راهی که از روز تولدشان شروع شده بود و تا حالا ادامه داشت و از الان به بعد هم ادامه ی همان..

اما این میان کسانی بودند که شنیدن آنها لذت بخش تر از دیگران بود و خواندنشان. کسانی که گفتند سال ۹۶ چه کردند و ریز به ریز و خط به خط از برخی کارهایشان یا خوشحال اند و بعضی جاها می گویند این کار را نکردم و بعضی جاها می گویند نباید این کار را می کردم. آنها در این مجلس یک سر و گردن بالاتر از ما روی بلندی ایستاده اند. به اینجا رسیده اند که می دانند چه کرده اند، چه می کنند و چه باید بکنند.

در این دید و بازدیدهای حقیقی و مجازی، بعد از گفتگو با این سه گروه، از خود پرسیدم: من جزء کدام دسته ام؟
– دسته ای که کمر به قتل حال و آینده خود و دیگران بسته اند، و گفتمان های عمومی شان از ناامیدی و پوچی و بدبختی است و اینکه وضع بدتر است! و با بی برنامگی به این و آن می تازند که جز بدبختی و بیچارگی چیزی وجود ندارد، اصلاحی در میان نیست، زندگی نمی کنیم و همه چیز رو به ویرانی است!

– دسته ای که برای ورود به سال شان هدف دارند، برنامه دارند، مشخص کرده اند چه بکنند چه نکنند، (حتی اگر در حرف باشد) انگیزه ی حرکت دارند و امیدوارند. به زندگی و خود نظر افکنده اند و نقطه بهبود می خواهند. و سال ۹۷ شان را دوست دارند متفاوت تر بگذرانند.

– دسته ای که هیچگاه آب از آب شان تکان نمی خورد. روزها و سال هایشان یکسان می گذرد و سال ۹۷هم دنباله ۹۶ است. نه خوشحال اند نه ناراحت. نه شکایتی دارند نه رضایتی. فقط روزگار می گذرانند… حالشان هم خوب است؛ خوشی شان را نمی دانم!!

– دسته ای که از سال قبل شان هم برنامه داشتند و اجرا کرده اند. گویا آنها هر روزشان نوروز بوده است و به هدفمند بودن عادت داشته اند؛ در گفتارهایشان، از برنامه های جدید نمی گویند، بلکه از رضایتمندی و یا اظهار نارضایتی از برنامه های قبلی شان سخن به میان می آورند. آنها شوق و ذوق هدفمند شدن ندارند، بلکه رضایتمندی هدفمند بودنشان را برای خود به ارمغان آورده اند.

عیدها می آیند و می روند، نوروزها با تمامی خوبی و انرژی و شور و شوق شان به ۱۳ می رسند و تمام می شوند. روزهای پر هیاهوی آخر سال، چند روزی بیش نیست! روزهای خاموش و ساکت و بی هیاهوی سال می گذرند و می گذرند و می گذرند… این که چگونه می گذرند، دست ماست. و زندگی نیز از ماست که بر ماست.

پی نوشت یک: الگوی سال ۹۷ ام را نرگس کلباسی قرار داده ام. پشتکارش را، و تعهد به خودش و راهی که انتخاب کرده است.

پی نوشت دو: تِم سال ۹۷ ام را “نظم شخصی درونی” و “علم به انجام هر کار قبل از تصمیم به اجرا” گذاشته ام.
تِم سال را می توان همان گذاشتن یک نام برای سال دانست، مثل همان کاری که کشورها و سیاستمداران برای سال شان می گذارند، همان رسالت و چشم انداز. الگو و تِم امسال شما چیست؟

پیام ها و نظرات شما برای این مطلب:

باعث افتخار ماست تا اولین نفری باشید که پیام/ نظر می گذارید!

avatar
wpDiscuz