چارلز بایکوت و تلگرامِ این روزهای ما!
به روز رسانی: محبوبه موحددوست| در تاریخ: اردیبهشت ۳, ۱۳۹۷| ۴ دیدگاه
برچسب‌ها: ,
روز نوشته های محبوبه موحددوست

این روزها که بساط فیلترینگ و اعتراض و پشیمانی و دعوا و جیغ و داد برپاست، همچنان در کناره ای نشسته و به امور خویش مشغولم، گاهی هم سَرکی می کشم و به دعوای زرگری این و آن نظر می افکنم و از سوز دل می نویسم.
بگذریم…
در روزهایی که با شمارش معکوس فیلتر پیام رسان تلگرام، سر خود را گرم کرده بودیم، به عینه می دیدم که مردم عزیز سرزمینم، که همیشه به همه چیز معترض اند، حتی به خودشان و حتی به اعمالی که تصمیم گرفته اند و به سرانجام رسانده اند(!!) ایستاده و گاه نشسته و گاه سینه خیز، منتظر فیلتر تلگرام بودند. حتی بسیاری هم به استقبال فیلترینگ رفته بودند و از دو سه هفته قبل، از مکان جدیدشان که کوچ خواهند کرد سخن می راندند. و اینکه بعد از اجبار رفتن به سروش چه کنند! یا اینکه اصلا کجا را جایگزین تلگرام قرار دهند؟!
در میان این جر و بحث ها یاد روزی افتادم که با کلمه ی بایکوت(Boycott) آشنا شدم! و آن ماجرای بایکوت شدن آقای بایکوت؛ در راه مبارزه و اعتراض مسالمت آمیز مردم شهری برای بر آورده کردن خواسته هایشان.

در اینجا نیک می دانم به بازگویی این ماجرا بپردازم:
در سال های ۱۸۸۰ که نزاع زمین در ایرلند شکل گرفته بود، “چارلز بایکوت” مباشر یکی از ملاکان با نفوذ به نام “لرد لرن” و از ملاکان به نام و همچنین منفور در آن زمان به شمار می آمد. آن دوران قطحی بیشتر بخش های ایرلند را فراگرفته بود و مردم از گرانی اجاره بهای زمین ها به او اعتراض کردند و خواستار کاستن از اجاره بها شدند ولی بایکوت نپذیرفت، و حتی تصمیم به اخراج ۱۱ مستاجر از زمینهایشان به خاطر نداشتن توان پرداخت اجاره بها، گرفت؛ مردم محلی تصمیم گرفتند به جای مبارزه ی توامان با خشونت، او را طرد کنند؛ هرگونه داد و ستد و معاشرت با او از سوی مردم ممنوع شد، به طوری که حتی پستچی نیز نامه ها و بسته های او را تحویل نمی داد و هیچ کارگری برایش کار نمی کرد. عملکرد یکپارچه ایرلندی‌ها (در عین فقر و نداری، و استقامت آنها) به این معنا بود که چارلز بایکوت نمی‌توانست کسی را برای درو در مزارع اش استخدام کند! در نهایت ناچار شد ۵۰ کارگر را از جایی دیگر استخدام کند و با اسکورت ۱۰۰۰ پلیس و سرباز به منطقه بیاورد تا محصولش را درو کنند؛ اگرچه هیچ رفتار خشونت‌آمیزی ازکسی سر نزد، ولی هزینه ی این کار در نهایت بسیار بیشتر از ارزش محصول برای چارلز بایکوت تمام شد. چارلز بایکوت که در جریان این عمل منزوی گشته بود و متحمل زیان و خسارت بسیار شد.
پس از اتمام درو نیز طرد اجتماعی چارلز بایکوت به شکل موفقیت‌آمیزی ادامه یافت. در عرض چند هفته، نام «بایکوت» همه جا شنیده می‌شد. تا جایی که روزنامه تایمز در شماره نوامبر ۱۸۸۰ خود از این کلمه به معنای
منزوی ساختن سازمان‌یافته استفاده کرد.

حالا بیاییم چند قرن این طرف تر تاریخ و به جغرافیای کشور خودمان برگردیم. بی شک شما هم همین سوالات به ذهنتان خطور خواهد کرد، که چرا مردم سرزمین من یا تن به هر چیزی می دهند، یا رویای قیام و تغییر یک شبه در سر دارند؟

اصلا بیاییم کمی جزئی تر شویم و به همین موضوع داغ این روزها، “تلگرام باشد یا نباشد” متمرکز شویم. چرا دوستانمان یا به دنبال جایگزینی برای تلگرام می گشتند و یا در رویایشان به قیام می اندیشند؟

چرا وقتی آموزش و پرورش بخش نامه می دهد که استفاده از تلگرام ممنوع است، همه می گفتند باید بریم سروش؟!!! اصلا یک سوال دیگر؛ اگر جایی با شکل و شمایل تلگرام وجود نداشته باشد، درس و مدرسه تعطیل می شود که پس چون تلگرام نیست بریم سروش؟!!! اصلا فرض کنید از همان اول تلگرامی وجود نداشت، و یا کمپانی خصوصی تلگرام دلش خواست کلا تلگرام را تعطیل کند، آن وقت چه؟!

آیا باید بعد از فیلتر تلگرام کل فضای دیجیتال ایران تعطیل شود؟ آیا دیگر مراودات اجتماعی ای وجود نخواهد داشت که در طنز یا جدی به خود می گوییم پس باید به سروش مهاجرت کنیم چون اینها می خواهند؟!

آیا تنها پیام رسان ها برای به اشتراک گذاری جزوات دانشجویان وجود داشته و دارند؟ آیا سرویس هایی مثل گوگل و یاهو فاقد ایجاد گروه هایی برای این امر می باشند؟

اصلا چرا اگر تلگرام فیلتر شود دنیای دیجیتال ما باید بمیرد و یا تن به اسارت دهد؟!

هنوز تلگرام فیلتر نشده است، شاید فیلتر شود، شاید هم فیلتر نشود؛ به هر حال، بیاییم این روزهای تهدید را به فرصت تبدیل کنیم. فرصتی برای باز اندیشیدن؛ فرصتی برای جستجو کردن و شناختن دنیای دیجیتال؛ فرصتی برای گفتگو با خود و شناسایی خود در این دنیا؛ و پاسخ به این سوال که من کجای این دنیا ایستاده ام. فرصتی برای آشنایی با حق و حقوق و رفتار دیجیتال، و اینکه آیا در این دنیا، اجباری باید باشد؟ و اگر یک شبکه فیلتر و یا بسته شد، چه باید کرد؟

و فرصتی برای یادگیری چگونگی اعتراض به آنهایی که هنوز با این دنیا آشنا نیستند و از بی سوادی ما می خواهند استفاده کنند! کاش به جای ساختن جوک و یا جمع کردن بساط برای مهاجرت به تبعیدگاه، با خود و با همدیگر عهد می کردیم که به فلان پیام رسان کوچ نکنیم. بایکوت کنیم. بایکوت همگانی مسالمت آمیزترین و اثر بخش ترین راه مبارزه با آن چیزی می تواند باشد که نمی خواهیم.

این نوشته را همین جا به پایان می رسانم، این نوشته از آن دسته نوشته هایم است که از هر جایی سخنی راندم، طرحی کلی است، یک اشاره است، یک جرقه ای در ذهن.

پی نوشت: در مورد این پرسشی که مطرح شد:
«حالا بیاییم چند قرن این طرف تر تاریخ و به جغرافیای کشور خودمان برگردیم. بی شک شما هم همین سوالات به ذهنتان خطور خواهد کرد! که چرا مردم سرزمین من یا تن به هر چیز می دهند، یا رویای قیام و تغییر یک شبه در سر دارند؟»
به نظرم کتاب “چرا ملت ها شکست می خورند؟” در راه رسیدن پاسخ به این پرسش می تواند راهگشا باشد.

 

پیام ها و نظرات شما برای این مطلب:

4 پیام/ نظر فعال برای مطلب: "چارلز بایکوت و تلگرامِ این روزهای ما!"

avatar
ترتیب بر اساس::   جدیدترین | قدیمی ترین | بالاترین آمار رای
عرفان
مهمان
چند ستاره به این مطلب می دهید؟! :
     

سلام محبوبه جان.
ممنون از نوشته هات.
خیلی خوب و آموزنده و دلنشین.
قلمت مستدام باشه.

محمد
مهمان
چند ستاره به این مطلب می دهید؟! :
     

سلام محبوبه جان واقعا ممنونم از نوشته زیبات لذت بردم.تشکر

wpDiscuz