چرا الکی می خندی!
به روز رسانی: محبوبه موحددوست| در تاریخ: اسفند ۱۱, ۱۳۹۶| ۲ دیدگاه
برچسب‌ها: ,

چند وقت پیش جایی در حال دیدن سریال طنزی بودم و می خندیدم. فردی که کنارم نشسته بود، گفت: هیش.. الکی می خندی. کمی خنده ام فروکش کرد. در طول فیلم، جایی صحنه ای خیلی خنده دار آمد، و من باز زدم زیر خنده؛ همان نفر کناری بهم گفت: چرا الکی داری می خندی، میخواهی بگی خیلی خوشته؟ من که می دونم الکی می خندی!! از حرف اش خندم گرفت ولی برای حفظ ادب خنده ام را فرو خوردم.
آن روز، انرژی منفی را به صورت واقعی در فضای اطرافم احساس کردم، ولی مقاومت کردم تا به هاله ی مثبت دور و برم آسیب نرساند، و بی توجه به سخن اش به دیدن فیلم ادامه دادم و خوش بودم.
می دانید من هم مثل شمایی که در حال خواندن این مطلب هستی، خسته ام از بس از انرژی مثبت و منفی و کائنات و .. حرف زده شده؛ حتی اگر هم درست گفته باشند، آنقدر بیان کرده اند و خواسته اند با هیجان به ما واقعیت هایی را در حرف های قلمبه سلمبه بخورانند، که اشباع شده ایم و واژه های مثبت و منفی لوث شده است.
ولی آن روز که این سخن را از نفر کناری ام شنیدم، به معنی واقعی کلمه افکار منفی و درون سیاه را دیدم. درونی که قبل از اینکه بتواند اطرافش را آتش بزند، خود به خاکستری بدل خواهد شد.

داشتم می گفتم؛
این قضیه بر می گردد به شاید یکی دو هفته پیش، و من همچنان این شخص محترم را روزانه می بینم ولی تمام سعی ام این است که به او نزدیک نشوم؛ نه اینکه انسان شریفی نباشد، که به حق شریف است، ولی این را باور دارم که باید از افرادی که افکار منفی دارند و منفی باف هستند، دوری کرد!
ایشان، با هر که هم کلام می شوند، صرفا نیمه ی “خیلی” خالی لیوان را دیده و بیان می کنند، نه می توان از خوشی ها باهاش صحبت کرد نه از مسائل. ایشان تنها بعد منفی هر ماجرایی را می گیرد و هر چه سیاهی مفرط است تحویل میدهد؛ حتی سیاهی هایی غیر واقعی را نثارت می کند. مثلا وقتی نشسته ای و داری کتابی می خوانی، میگوید: میخوای گریه کنی؟ داری گریه می کنی؟ اعصابت خورده؟! به طرز فجیعی سعی در آشفته کردن ذهن و فکر طرف مقابل دارد.
البته این را هم بگویم، که ایشان در ظاهر فرد گوشه نشین و افسرده ای نمی نماید. تا می تواند بازارگردی میکند، تا میتواند در شبکه های اجتماعی فعال است و پست های با نشاط و اخبار و .. می گذارد، و محال است کسی سخنی بگوید، و ایشان اظهار نظری نداشته باشد. ولی اهل مطالعه نیست؛ و کتاب خواندن را تز روشنفکرانه ی عده ای می داند که می خواهند بگویند ما خیلی حالیمونه! (به صورت علنی این را بیان می کند) اهل خلوت گزینی هم نیست؛ از بی صدایی و سکوت فراری است. به قول خودش تحمل یک لحظه سکوت را ندارد.

ولی به نظرم ایشان از همه کس تنهایند. چون از خودشان تنهایند!

شاید یکی از دلایل تنهایی افراد منفی باف این باشد که هاله ای سیاه، چونان تاری بر دور خود پیچیده اند؛ و چنان این تار بر آنها تنیده شده که از خنده ای بلند ابا دارند، از سلام کردن به کسی که حالش خوش است؛ از رقصیدن در تنهایی؛ از تنها نفس کشیدن در خیابان برای دل خود؛ از زیر چشمی به کودکی در خیابان خندیدن و بای بای کردن با آن ابا دارند.

افراد منفی باف؛ درگیر شده اند. درگیر دیگران. آنها درگیر رفتار و گفتار دیگران شده اند. همه ی زندگی شان را زیر ذره بین دیگران گذاشته اند و خود ذره بینی برای زیر نظر گذاشتن دیگران!
آنها رهایی را تجربه نکرده و نمی کنند، و حتی وقتی دم از رهایی می زنند با این شرط احتیاط است که از نظر دیگران چگونه می نمایند! محافظه کارند؛ حتی در آزادی شان.
تمامی ذهن آنها را دیگران پر کرده اند و می خواهند دیگران را نیز از ذهن خود پر کنند.
آنها فراموش کار هم نیستند. ۵۰ سال قبل را نیز به یاد می آورند! و اینکه در ۲ ماهگی در شرایط بد و یا خوبی زندگی کرده اند!!!
آنها خود را آن گونه که هستند دوست ندارند، دیگران را نیز آن گونه که هستند دوست ندارند؛ اگر دوستشان داشته باشی تو را محکوم میکنند و اگر دوستشان نداشته باشی، باز از نظر آنها محکومی!
آنها…

بگذار آخرش را اینگونه به پایان برسانم که، آنها را باید فقط نظاره کرد! و سعی کرد مثل آنها نبود. یادمان باشد که از آنها فاصله بگیریم؛ نه اینکه ترد یا ترک شان کنیم، نه! باید از آنها فاصله گرفت، با لبخندی و سر تکاندنی!

پی نوشت یک: به نظرم این فرض غلطی ست که بخواهیم به افراد منفی باف کمک کنیم تا بهبود یابند، زیرا تخصص این کار را نداریم و شاید خود نیز تحت تاثیر آنها قرار بگیریم و به قول معروف: کمال همنشین در ما اثر کند!

پی نوشت دو: خیلی دوست دارم فردی که از او نوشتم، دست نوشته ام را یکی دو سال دیگر بخواند.

پی نوشت سه: برای سالم زیستن کافی است کتاب بخوانیم، با خودمان خلوت کنیم، در پارک های شهرمان قدم بزنیم و از ته دل نفس بکشیم، و لحظاتی از زندگی مان را در سکوت باشیم.

پیام ها و نظرات شما برای این مطلب:

2 پیام/ نظر فعال برای مطلب: "چرا الکی می خندی!"

avatar
ترتیب بر اساس::   جدیدترین | قدیمی ترین | بالاترین آمار رای
فرزاد
مهمان

پی نوشت یک را پسندیدم

wpDiscuz