یک کمی هم تلنگر!
به روز رسانی: محبوبه موحددوست| در تاریخ: مهر ۳, ۱۳۹۷بدون دیدگاه
برچسب‌ها: ,

پیش نوشت:
در این نوشته به جای واژه ی “موفقیت” از واژه “رویا” استفاده می کنم، زیرا می خواهم از مفهوم عام و سخیف شده‎ی واژه موفقیت در امان بمانم. اصطلاح “دست یافتن به رویا” به نظرم شفاف تر است تا “دست یافتن به موفقیت”؛ برای مثال، یک نفر خواندن برای کنکور ارشد را به طور جدی شروع کرده است، اگر این کار را “دست یافتن به موفقیت” بنامد، شاید از دیدِ ما، ادامه تحصیل در این اوضاع و در این مملکت نه تنها موفقیت نباشد، بلکه زمان گذاشتن برای این کار شبیه به جوک بماند؛ اما این برای آن فرد، یک موفقیت بزرگ در مسیری است که طی می کند؛ ولی اگر آن را “دست یافتن به رویا” بنامد، هم من و هم شما می دانیم که از چه سخن می گوید.

رویاهایت را زندگی کن.
جمله ای که این روزها کلیشه ای شده و ورد زبان افرادی است که از انگیزش چند ساعته دیگران درآمد زایی می کنند!
داستان‎های موفقیت و شکست افرادی را داد می زنند که دست و پا نداشته اند، یا ورشکسته شده اند ولی در آخر به مراحل بالا، قدرت و ثروت رسیده اند.

البته که این جمله، جمله ای زیبا و فریباست؛
اما در پس شیرینی این جمله، سختی‎ها و مشقت‎هایی نهفته است که اگر سخنران های انگیزشی از آن پرده بردارند، مرثیه خوانی بیش نخواهد شد، تازه اگر متذکر شوند که در پس این سختی ها، ممکن است به بن بست و یا شکستی مهلک برسید، و پول و قدرتی نباشد، دیگر سخنرانی انگیزشی نمی شود!
و البته اینکه کدام رویاها را می توان در عمل زندگی کرد نیز جای بحث دارد! قبلا در این مورد به صورت جداگانه صحبت کردیم، که می توانید از اینجا بخوانید: مطلوب‎های موجود، مطلوب‎های ناموجود

در این پست قصد ندارم از سختی‎های راه و از اینکه باید سختی‎ها را تحمل کرد دم بزنم و یا بگویم که اگر رویایی داری، با وجود مخالفت های دیگران و یا سختی‎های راه آن را زندگی کن.

سخن امروزم فرقی اساسی با تمامی سخنرانی های انگیزشی دارد؛ کمی واقعی تر است و البته ترسناک تر.
اینکه در راه رسیدن به هدفی که در پیش داریم، فرای تحمل محیط و سختی‎های مربوط به آن، باید تمامی اهمال کاری ها و تنبلی ها را کنار بگذاریم، باید برنامه ای منسجم و انعطاف پذیر داشته باشیم، باید صبور باشیم، و از تمامی ۲۴ساعت در شبانه روز استفاده ببریم، باید برای رسیدن به اهداف؛ قید چرخیدن های بیهوده در اینترنت را بزنیم، باید موبایل را کنار بگذاریم، تلویزیون نگاه نکنیم، بی هدف خیابان گز نکنیم و تمرکزمان را بر روی کار بگذاریم.

برای رسیدن به هدفی که در پیش داریم نیازی نیست که اخمو باشیم و دلمان از زمین و زمان بگیرد و از دنیا دست بشوییم؛ نیاز نیست حق کسی را پایمال کنیم و روح دیگری را زخمی. فقط کافی است کمی بیشتر زمان را مدیریت کنیم، توانایی‎هایمان را بشناسیم و بر اساس آن‎ها پیش برویم، که البته این خود غولی است بزرگ که باید با آن جنگید!

بی شک سخنرانان انگیزشی اگر روی این قضیه مانور دهند، مستمعین خود را از دست خواهند داد!!
اینکه بزرگترین نیرویی که باید با آن مبارزه کنیم، خودمان است! آن نیرویی که ما را به سمت بیهودگی می کشاند، اتلاف تمام زمان‎هایی است که توسط خودمان انجام شده است.

تا زمانیکه اتلاف وقت مشغولیم، در شبکه ها به دنبال اخبار پوچ و بیهوده که راست و دروغش معلوم نیست می چرخیم، تا زمانی که به مکالمه های بیهوده و بحث و جدل در گروه ها در پیام رسان های رایج می پردازیم، تا زمانی که ساعت خواب و بیداری و کار و زندگی و ورزش‎مان مشخص نیست، تا زمانیکه زمانی برای سکوت و گفتگوی درونی‎ نداریم، چگونه توقع داریم زندگی کنیم؟! آن هم رویاهایمان را!

مورد مهم دیگری که می خواهم به خود یاد آوری کنم این است که:
شاید شنیده اید که می گویند فلان شخص ۱۰ بار شکست خورد ولی دست از تلاش نکشید، و باز هم تلاش کرد، و یا ادیسون بعد از ۹۹۹ بار تلاش، دست از تلاش برنداشت و بالاخره موفق شد. البته که ما از جزئیات کار آنها بی خبریم!! مثلا ممکن است ادیسون ۹۹۹راه مختلف را امتحان کرده باشد و در هر راه به دستاوردهایی دست یافته باشد، و این ۹۹۹بار شکست قلمداد نمی شود، و یا حتی اگر یک راه را ۹۹۹بار امتحان کرده است، همان یک راه را در ۹۹۹مرحله به تکامل رسانده است و بالاخره نتیجه حاصل شده است!

همواره یادمان باشد، اگر رویایی را تلاش کردیم که بعد از دو الی سه بار تلاش همه جانبه و بی وقفه به هیچ نتیجه مطلوبی نرسیدیم و حتی یک گام به جلو برنداشتیم (این مورد بسیار مهم است، اگر حتی یک گام هم به جلو برداشته نشد)، به جای یک بار دیگر تلاش کردن و هدر رفت منابع، باید به چشم انداز و نقشه‎ی راه نگاهی بیاندازیم، اصلا شاید این رویا برای ما نیست، و ما برای این رویا ساخته نشده ایم!!!

البته نباید از آن طرف دیوار افتاد؛ شاید ما رویایی در سر داریم که با تلاش ۶ماهه می شود یک گام به جلو برداشت، اما هر بار از تمامی نیروی خود استفاده نمی کنیم، و شاید فقط از ۱۰درصد آن استفاده کنیم! و بارها و بارها در همان یک گام شکست بخوریم؛ البته این دیگر اسمش شکست نیست، شاید از نگاه دیگران شکست جلوه کند، اما خودمان می دانیم که کاری نکرده ایم که شکست بخوریم!! دوباره تلاش در آن راه، حتی برای صدمین بار تلاش، آن هم همه جانبه، نه مثل هر بار، معنی پیدا می کند، حتی اگر از نگاه بیرون مضحک و بیهوده تلقی شود.

متاسفانه، بیشتر اوقات ما این دو مورد را به جای هم قرار می دهیم، برای رویایی که بعد از گذاشتن ۱۰۰درصد زمان و منابع بارها و بارها شکست خورده ایم، دوباره و دوباره تلاش می کنیم؛ و دست از رویایی که ۱۰درصد زمان و منابع دیگر را صرف آن نکرده ایم می شوییم و خود را لایق آن رویا نمی دانیم!!

بنابراین هر بار باید به خود متذکر شد، که بدور از سخنرانی ها و داستان ها و فیلم های انگیزشی به توان خود نظری افکنیم، و نقشه ی راه مخصوص به خود را داشته باشیم، و بر اساس آن چشم اندازها راه را بپیماییم… از تمام توان خود استفاده کنیم و هر بار یک گام به دل‎خواسته‎ی خود نزدیک شویم.

پیام ها و نظرات شما برای این مطلب:

باعث افتخار ماست تا اولین نفری باشید که پیام/ نظر می گذارید!

avatar
wpDiscuz