کوه می باید بود..

ناگهان به جایی عجیب رسیدم. به بلندایی زیبا و دهشتناک. تنها و سرگردان. ترس آنقدر بر من مستولی شده بود که صحنه های زیبا در نظرم زشت می نمودند.
ولی در لحظه به خودم گفتم، من گم شده ام. باید به خودم متمرکز شوم؛ و به اضطرابم غلبه کردم. لحظه ای بر آن بلندی ایستادم و…

افشاگریِ Spotlight

spotlight (افشاگری)؛ به کارگردانی توماس مک‌کارتی که در سال ۲۰۱۵ به اکران در آمد و جایزه ی بهترین فیلم اسکار را از آن خود کرد. از آن دسته فیلم هایی است که بیشتر از آن که از نظر فنی مورد توجه قرار گیرند، دارای توجه محتوایی هستند. این فیلم با اشاره به موضوع جنجالی سواستفاده از کودکان توسط کلیسا، بر اساس رویدادی واقعی ساخته شده است…

چشمت را ببند..!

او زشت است یا زیبا..؟! (بخش دوم)
سلام عزیزانم؛
بعد از نوشته ی اخیرم در مورد زشت و زیبا؛ به صورت اتفاقی این متن رو از نرگس کلباسی عزیز خواندم. که به نظرم بجاست تا در ادامه ی نوشته ی “او زشت است یا زیبا..!؟” بیاورم.

نرگس کلباسی و درس هایی که از او باید آموخت.

لحظه های زیادی در زندگی ام بوده که فکر کرده ام ممکن است نتوانم کاری انجام دهم یا مسئولیت من نیست، اما به هرحال آن کار را انجام داده ام چون باورش داشته ام. آیا باور دارید که شما به عنوان یک شخص می توانید تاثیر زیادی در پیشرفت دنیا داشته باشید؟ نه دیگر افراد یا سازمان های دیگر، بلکه خود شما!…

خانه اینجاست.. ما اینجاییم!

دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین جاست. خانه اینجاست. ما اینجاییم. تمام کسانی که دوستشان دارید، تمام کسانی که می شناسید، تمام کسانی که تابحال چیزی در موردشان شنیده اید، تمام کسانی که وجود داشته اند، زندگی شان را در اینجا سپری کرده اند. برآیند تمام خوشی ها و رنج های ما در همین نقطه جمع شده است…

سمفونی رهایی..

آسمان زندگی آبی است، اما گاهی ابری و دلتنگ…
و من رازهای رنج هستی را تا ابد در سینه خواهم داشت
.
.
برای تو، برای من….

روزنوشته های محبوبه موحددوست

رعایت اتیکِت تا چه اندازه حال مرا خوب می کند!

چه آداب و اصول رفتاری ساده ای که رعایت نمی کنیم! آداب و اصولی که اصلا به آنها توجهی نداریم ولی رعایت کردن آنها تا چه حد می تواند در سلامت و آرامش جامعه، به ما کمک کند…اتیکت(etiquette)، مجموعه آداب و اصولی است که کمک می‌کند در محیط کار و زندگی، در فضای حقیقی و مجازی، تصویری مثبت از خود برای دیگران بسازیم..

روز نوشته های محبوبه موحددوست

نسیمِ سر راهم..

دیروز در مسیر پیاده روی روزانه، روی نیمکت پارک، به یک سررسید برخوردم، نوشته ی روی کاغذی که رویش گذاشته شده بود نظرم را جلب کرد. چون هنوز تایم پیاده روی تندم تمام نشده بود، از آن نوشته و کاغذ رد شدم. ولی در طول مسیر، تمام فکرم پیش آن نوشته بود، بیست دقیقه بعد دوباره از همان مسیر گذشتم و همان نیمکت. هنوز سررسید ها آن جا بود…

حظّ لحظه ها..

از دیروز در راه تقویت عادت نوشتن، که در مسیر تقویت اندیشه و ذهن و قلم است، تصمیم گرفته ام هر روز بنویسم و وبلاگم را به روز کنم، و البته امیدوارم این به روز رسانی ها برای حال و هوای شما نیز خوش بیافتد و ارزش افزوده ای برایتان داشته باشد. البته قطعا خود را درگیر موضوعی خاص نخواهم کرد و همچنین نمیخواهم صرفا به خام نویسی بپردازم…

جاناتان مرغ دریایی

اغلب مرغان رنج آموختن پرواز را در حدی فراتر از یادگیری ساده ترین حقایق به خود هموار نمی کنند. می آموزند که چگونه از ساحل به سوی غذا پرواز کنند و چگونه باز گردند. برای بسیاری از مرغان تنها خوردن غذا مهم است و پرواز اهمیتی ندارد، اما برای “جاناتان” آنچه که ارزشمند بود پرواز بود…

۹۵، ۹۶، ۹۷ و…

در دید و بازدیدها و پیام ها و گفتمان های نوروز، سعی کردم بیشتر شنونده باشم تا گوینده، سعی کردم بیشتر بشنوم، به گفتارها توجه کنم؛ البته نه از سر خوش و بش کردن؛ بلکه بشنوم و بعد از شنیدن، از غیظ و طمع و پچ و واپچ با دیگران خبری نباشد.!
در این دید و بازدیدهای حقیقی و مجازی، از خود پرسیدم: من جزء کدام دسته ام؟

عید نوروز و انتقال هاست

در روزهایی که هاستم بدون هیچگونه اطلاع رسانی و حتی توضیحی قطع میشد، به عینه دیدم که شرکت های خدماتی، باید قبل از هر چیز به فکر رضایتمندی مشتریان خود باشند، زیرا تنها داراییشان، مشتریان هستند. امیدوارم در سال ۹۷، شرکت های ارائه دهنده ی خدمات به مشتریان، بیش از پیش به این امر توجه داشته باشند…

یاد تو افتادم…

الان داشتم توی روزنوشته های محمدرضا شعبانعلی می چرخیدم؛ دل نوشته ای پیش رویم باز شد.
بی مقدمه و اختیار، یاد تو افتادم؛
انگار که برای تو نوشته اند…

V E R O…ای همه شهوت رفتن!

با کوله باری بر دوش، همیشه در حال کوچ..!
روزی که در اینستاگرام، ورو را به دوستانم معرفی کردم؛ با سوالات زیادی از طرف دوستان روبرو شدم که ورو چیست؟ و چقدر بهتر از اینستاگرام است؟ ۵ نفر هم همان موقع عضو ورو شدند! آن همه شوق پریدن از اینستاگرام، برای چه بود؟ آیا “ورو” قرار است جایگزین اینستاگرام شود؟!

نه به وسواس؛ در یادگیری زبان!

شاید یکی از دلایلی که باعث شده و میشه که از زبان خوانی فرار کنم و بیخیالش باشم همین روحیه کمال طلبی در من باشه که ذهنم میگه: هیچی بلد نیستم و هیچ وقت هم یاد نمیگیرم!!!! و اونقدر از زبان فاصله گرفتم که دیگه حال و حوصله reading هم ندارم و مضطربم میکنه! منی که واقعن reading ام خوب بود؛ با وجود اینکه ترجمه م زیاد تعربفی نداشت و نداره، ولی خوب میخونم و می فهمم!