از

یک شب، و تولد دو دوست!

امشب شب تولد دیانا و محمدرضاست!

دو نسیم مهر و تعقل در این دوران؛ دیانا از امشب به دنیای ۳۰ سالگی پا می‎گذارد و محمدرضا می‎رود تا سایه به سایه ۴۰ سالگی قرار گیرد.

اولین بار محمدرضا را در فیس بوک دیدم، آن‎روزها هنوز متمم نبود و فایل های صوتی ای نیز وجود نداشت، آن روزها، در آن روزهای سوز و گداز، قلم، نوع نگاه و بینش بلند محمدرضا مرا به سوی او کشانید، محمدرضا، یک دوست اصیل و ساده که دوستی اش در واژه ها تجلی پیدا کرد و هنوز که هنوز است برایم همان محمدرضاست که تایپ کردیم “سلام”….

اولین بار دیانا را در اتاق مدیریت شرکت ملاقات کردم، اولین سخن من و دیانا در مورد جوایز جوملا بود، {هاهاها}، کنار هم می نشستیم، تا دو سه روز در سکوت و تنها مراودات کاری، راستش نمی دانم چه شد و از کجا شروع شد؛ ولی هر چه بود در عشق در نگاه اول نبود! و یا هم مسیر بودن راه برگشت به خانه!… کیفیت حرف اول من و دیانا بود، و محمدرضا شعبانعلی و دکتر رنانی نقطه مشترک ما؛… من و دیانا مثل هم نبوده و نیستیم، او آرام است و من بی قرار، او کم حرف و من پر از عطش گفتگو، او عمل گرا و من پر از آنچه باید یک روزی عمل شود! دیانا یک دوست اصیل و ساده است که جرقه وار به سرزمین دوستی من پا نگذاشت که جرقه وار هم برود. آرام آمد، و آرام ماند و آرام می ماند.

دوستی با محمد رضا شعبانعلی، به من یاد آوری می کند که در دوستی بنا نیست همواره گفتگوی دو طرفه و فیزیکی برقرار باشد، محمدرضا هر بار که می نویسد و هر بار که موضوعی را مطرح می کند و هر بار نکته ای را یادآوری و هر بار که تلنگری می زد، دوستی ما مستحکم‎تر می‎شود…

دوستی با دیانا به من یاد آوری می کند که دوست همان کسی است که هر گاه با خودت هم نمی توانی حرف بزنی، موضوعاتی را حتی با خودت نیز نمی توانی در میان بگذاری، می توانی در کنار دوست، در امنیت و آرامش کامل به گفتگو بنشینی…

امشب، شب تولد دیانا و محمدرضاست..
سپاس از خالق، برای امشب و برای تولدشان، به حق خداوند مهربان با خلق این دو دوست، ثروت را به زندگی من سرازیر کرد..!
دیانای نازنین، ورود به دهه سوم زندگی بر تو سراسر برکت و سلامتی باد.
محمدرضای عزیز، آخرین سال از دهه ی سوم زندگی بر تو خوش و آباد.
سپاس از وجودتان.

با هیچ واژه ای نمی توانم به توصیف شما بپردازم؛ بگذارید از زبان محمدرضا حس عمیق دوستی بین‎مان را بیان کنم:
” دوست خوب، غمها را از بین نمی برد،
اما کمک میکند با وجود غم ها، محکم بایستیم.
مثل چتر خوب.
که باران را متوقف نمیکند، اما کمک میکند،
آسوده زیر باران بایستیم.”
.
.
.
دوباره و دوباره.. تولدتان مبارک :-*